دوقلوهای من کیارش و کیانا
تاريخ : 18 / 8 / 1395 | نویسنده : الهام
بازدید : 72 مرتبه

کیارشی من از نگاهت مست میشدم ، بوی تنت مستم میکرد اما نمیدونستم بوی بهشت میدی . کیارشی مامانو عاشق خودت کردی ، اما بازم کلی عشق تو وجودم بود که برات خرج نکرده بودم ، هنوز پر از عشقم ولی افسوس

اشک میریزم و اشک میریزم ولی با اشک غم دوری تو سبک نمیشه پسر قشنگم من که روزی هزار بار به خاطر داشتن تو خدا رو شکر کردم چرا اینجوری شد؟چرا خدا صدامو نشنید؟

تو و کیانا که هر روز به خاطر داشتن هم خدا رو شکر میکردید چرا اینجوری شد؟

من که روزی هزار بار میگفتم الهی مامان فدات بشه ، دروغ نگفتم ولی چرا اینجوری شد؟

کیارشی خیلی دوستت دارم و تا دیدار  دوبارمون عاشقت میمونم و برای اونروز لحظه شماری میکنم

اما از خدا بپرس چرا هیچ فرصتی بهم ندادی که با پسرم وداع کنم؟

چرا سهم من از اینهمه عشق بوسه سرد کیارشی تو سردخونه بود؟

ناشکر نیستم ، باز هم خدا رو شکر میکنم که پسرم درد نکشید ،شکر که پنج سال و نیم طعم شیرین عشق پسری مثل کیارش چشیدم ، شکر که معنی زندگی رو حس کردم ، شکر که از کیارش به خدا رسیدم

 




موضوع :
تاريخ : 24 / 3 / 1395 | نویسنده : الهام
بازدید : 892 مرتبه

کیارش و کیانای عزیزم ماهگردتون مبارک باشه و امیدوارم تنتون سلامت و لبتون خندون باشه . دوست دارم این پست اختصاص بدم به شیرین زبونی کردنتون و بخصوص حرفای گنده گنده ای ک مرد کوچولو میزنه و همه رو بهت زده میکنه.

  • کیارش تو جمله سازی زبان نوشته "I have three uncles" بهش میگم عزیزم دو تا دایی داری چرا نوشتی سه تا دایی داری  با اخم میگه پس دایی خان دایی چی؟ (الهی مامان قربون دل مهربونت بره که اینهمه خان دایی رو دوست داری)
  • پارک بودیم و اطرافمون شلوغ بود و کیارش میخواست شلوارشو عوض کنه رو به جمع میگه با عرض پوزش چشماتونو ببندید میخوام شلوارمو عوض کنمتعجب
  • کیارش میگه مامان میری سرکار به گریه های من توجه نکن رو کارت تمرکز کنتشویق
  • من و مامان جون و کیانا رفتیم خرید و قبل از اون باباجون ب کیانا پول تو جیبی داده بود . اول راه کیانا از یه کفش خوشش اومد و مامان جون براش خرید بعدم با پولی که بابا جون بهش داده بود کلی ساندویچ و چیپس و ابمیوه خرید در نهایت از ی لباس خوشش اومده بود ک بهش گفتم اینهمه برات خرید کردم و دیگه پول ندارم . کیانا با چشمهایی مثل پلنگ بهم گفت کفش که مامان جون برام خرید ، خوراکیها هم از پول بابا جون بود تو که هنوز واسه من پول خرج نکردی که پولات تموم شدهعصبانی
  • به کیارش میگم چرا اینقدر ناراحت و بی حوصله ای ؟ میگه کسی که دل درد داره قاطی میکنه
  • یه روز صبح زود با صدای داد و بیداد همسایه ها از خواب بیدار شدیم ، گویا مادر زن یکی از همسایه تو اسانسود گیر کرده بود و یه سری جریانات. چند روزی گذشته بود که یه روز همسایه مذکور تو آسانسور دیدیم کیارش بعد از سلام و احوالپرسی رو به همسایه میگه آقا وقتی مشکلی پیش میاد  با داد و بیداد مشکل حل میشه؟ به نظر من حل نمیشه  هر وقت مادرتون تو آسانسور گیر کرد مودبانه به مدیر ساختمون بگید براتون در باز کنه یا اینکه به اتش نشانی زنگ بزنید کمکتون کنه . منم خنده م گرفته بود و خجالت زده هم بودم که آقای همسایه گفت پسرم ببخشید دیگه تکرار نمیشه.گیج
  • یه روز برق ساختمون رفته بود و یکی از همسایه ها پرسید نمیدونید برق کی میاد ؟ کیارش گفت اگه همسایه ها اجازه بدن مامانم برق میاره ، آخه مامانم مهندس برقه و یه باز پیوز(فیوز)عوض کرده.زیبا
  • کیارش میگه شیوه تربیتی مامان از بابا بیشتر دوست دارم میگم چرا؟ میگه آخه تو بهمون مهلت میدی و تا سه میشماری که اون کار انجام ندیم ولی بابا سریع تا کار بدی میکنیم تو اتاق زندانیمون میکنه.قه قهه
  • به کیانا میگم میدونی جونم به جون بابا جون بنده میگه منم جونم به جون تو بنده . بعدش دستای کوچولوشو رو ب آسمون میگیره و واسه سلامتی بابا جون دعا میکنه و میگه خدا باب جون برام حفظ کنه که تو هم واسه من سالم باشیمحبت
  • کیانا میپرسه تو و بابایی چه فصلی به دنیا اومدین میگم من بهار و بابایی تابستون میگه پس چرا من و داداشو زمستون به دنیا آوردی؟ من نمی خوام دختر یخی باشم!!!
  •  


ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 6 / 2 / 1395 | نویسنده : الهام
بازدید : 741 مرتبه

اردیبهشت و شروع ی ماه عالی

ی روز خوب ، ی پیکنیک عالی همراه مامان جون مهربون و بازی مارپله



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 24 / 1 / 1395 | نویسنده : الهام
بازدید : 634 مرتبه
تاريخ : 12 / 12 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 757 مرتبه

سال 94 اخرین نفسهاشو میکشه و روزها شتابان می گذرند . وروجکای مامانی هم بی صبرانه منتطر سفر به زادگاه بابایی هستن . یکی از آخرین روزهای سال تولد برسام جون بود که به بچه ها و مامانا خیلی خوش گذشت  و کلی خاطره انگیز شد. 

تولد برسام به روایت تصویر



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 5 / 12 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 998 مرتبه

پنج سال گذشت ، پنج سالِ پر از خاطره و روزهای قشنگ و عاشقونه 

خدایا ازت ممنونم ک فرشته های زمینی رو دارم و ازت ممنونم ک روزهای خوبی رو بهمون هدیه کردی 

کیارش و کیانای عزیزم ازتون ممنونم که زندگی من و بابایی رو پر معنا کردید . دوستتون داریم و آرزوی سلامتی شما رو داریم 

اینم جشن تولد پنج سالگی به روایت تصویر



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 15 / 11 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 486 مرتبه

جشن تولد در کانون کودکان برتر به روایت تصویر



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 7 / 11 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 256 مرتبه

زیبایی تو مثل قرص ماهی ، دور از تو باشه رنگ سیاهی ، تولد ، تولدت مبارک ، بخندی تو همیشه الهی

زاده فصل زمستون ،چه عزیزی تو برامون ،با حضور تو همیشه پر لبخند لبامون

توی این شبهای برفی ، تویی گرمای وجودم ، روز میلادت مبارک ، ای تمام تار و پودم

سهم تو همیشه لبخند  ،  زاده عزیز اسفند ، از تو شد ستاره بارون ، شب زیبای زمستون

این شبای برفی پر از ماه و ستاره س ، لبخند لب تو برام عمر دوباره ست

ببین از شادی تو همه لبریز خنده ن ، مثل پروانه و گل همه دورت می گردن

تموم نغمه ها رو میخونیم عاشقونه ، صدای خنده هامون بره تا صد تا خونه

بیا شمع ها رو فوت کن تا صد سال زنده باشی ، الهی که همیشه خوش و پاینده باشی

 

 

 

 




موضوع :
تاريخ : 3 / 11 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 732 مرتبه

شیرین عسلای من ماهگردتون مبارک

خدا یا تو را شکر برای تمام نعماتی که به من ارزانی داشتی،هر چند  نمی تونم شکر همه نعمت های آشکارو نهانی  را که به من عطا کرده ای بجای آورم ولی می خواهم با تمام وجودم تو را شکر کنم به داده هایت و به آنچه نداده ای چرا که به حکمتت ایمان دارم.

خدایا، شکرت برای تمام لبخندهای محبت بار، دستان یاری رسان، برای همه آن عشق و محبت و چیزهای شگفت انگیزی که دریافت کردم.



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 11 / 10 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 758 مرتبه

کیارش و کیانای عزیزم روز ب روز بزرگتر و عاقلتر میشن ومن هر روز عاشقتر از دیروز . از خدای مهربونم که تا اینجا هوامونو داشته ممنونم و به قول کیارش دستهای مهربونشو که رو سرمون گذاشته می یبوسم.



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 11 / 10 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 377 مرتبه



موضوع :
تاريخ : 2 / 9 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 873 مرتبه

نازنین های من ماهگردتون مبارک



ادامه مطلب...

موضوع :
تاريخ : 25 / 8 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 975 مرتبه
تاريخ : 25 / 8 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 788 مرتبه
تاريخ : 11 / 7 / 1394 | نویسنده : الهام
بازدید : 1030 مرتبه

خدایا

از درگاهت تقاضا میکنم ، برای بزرگ کردن و مهربانتر بودن به من صبر بدهی

خدایا

به من نیرو بده تا چون کوهی محکم در کنارشان باشم 



ادامه مطلب...

موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 17 نفر
بازديدهاي ديروز : 224 نفر
بازدید هفته قبل : 241 نفر
كل بازديدها : 607269 نفر